جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
779
تحفة الملوك ( فارسى )
زهرالود است . و وارد شده است كه « كم من نظرة اورثت حسرة » « 1 » ؛ يعنى چه بسيار نگاه كردنى است كه مورث حسرت خوردن در دنيا و در آخرت مىشود ؛ چونكه به واسطهء نگاه كردن ، دل اينكس به شخص منظور تعلق مىگيرد و غالبا وصول به آن به طريق حليت متعذر مىباشد و منجر به تعب و به بلاى شديد دنيوى و اخروى مىگردد ، خصوصا در امردهاى جميل الوجه كه محاسن آنها از زنان مكشوفتر و به مضمون حديث عامى كه « لا تديم النظر الى المردان فانّ فيهم لمحة من الحور العين » زنندگى جمال ايشان بيشتر و وصول به آنها و قضاى حاجت از آنها متعذرتر است ، و مع ذلك راه حليتى و طمعى از براى وصول اينكس به آنها مثل زنان به هيچوجه من الوجوه نمىباشد و الى ابد الدهر غير ممكن و حرام است . پس بايد كه چشم را از كمال ايشان پوشيده و نهايت احتياط در نظر ننمودن به سوى زنان جميلهء اجنبيه و امردهاى صاحب جمال ، كه همگى و هميشه اجنبى مىباشند ، به كار برده شود . و اما صحيحهء ابن سويد كه روايت نموده است از جناب امام رضا عليه السّلام كه « قلت انى مبتلى بالنظر الى المراة الجميله فيعجبنى النظر اليها فقال لا بأس اذا عرف اللّه من نيتك الصدق » « 2 » ؛ يعنى عرض نمودم كه من مبتلا مىباشم به نظر نمودن به سوى زن جمالدار ، پس مرا خوش مىآيد از نظر نمودن به سوى او ، پس فرمودند كه باكى نيست در هر وقت كه بداند خداوند از نيّت تو راستى را . پس اين كلام از آن جناب اشاره به مرتبهء بلندى و مقصد عزيز الوجودى است كه از براى نامحرمان ، كه خرقهپوش و آلوده به عالم فانى مىباشند ، نگفتنى است . چه جاى صحبت نامحرم است خلوت انس * سر پياله بپوشان كه خرقهپوش آمد « 3 » و از براى اكثر نفوس مردمان كه از آن بىبهره و بىنصيبند و وصول به اين مرتبه از براى ايشان محال و ممتنع است ، محل غرور و فريب مىباشد . مبين به سيب زنخدان كه چاه در راه است * كجا روى همى اى دل بدين شتاب كجا « 4 »
--> ( 1 ) . اصول كافى ، ج 5 ، ص 559 ، باب النوادر ، ح 12 . ( 2 ) . همان ، ج 5 ، ص 542 ، باب الزانى ، ح 6 . ( 3 ) . ديوان حافظ ، ص 119 ، رقم 175 . ( 4 ) . همان ، ص 3 ، ضمن غزل 2 .